توسط جانشين او مارتين (شاه 1395 ـ 1410) اجرا شد. به عقيدهٴ رشدال ((اين احتمالاً نخستين شناسايي علوم انساني جديد بهعنوان شاخهاي از تحصيلات دانشگاهي بود.)) مردم كاتالونيا بحق او را شاهمارتيِ انسان ميناميدند.
پاويا (1361)
پيش از اينكه مدرسهٴ حقوق بولونيا شهرت يابد، در پاويا مدرسهٴ حقوقي وجود داشت كه لوتر در سال 825 تأسيس كردهبود. آن مدرسه رو به انحطاط نهاد، ولي در اوايل سدهٴ چهاردهم احياشد، چندانكه جوواني داندريا (چهاردهم ـ 1) از آن در زمرهٴ مدارس معروف ايتاليا سخن ميگويد، از قبيل پادوا، پروجا، و طبعاً بولونيا. در سال 1361 بهوسيلهٴ امپراتور كارل چهارم بهصورت دانشگاهي درآمد (با همان امتيازات دانشگاههاي پاريس، بولونيا، آكسفورد، اورلئان و مونپليه)؛ در سال 1389 پاپ بونيفاكيوس نهم بيتوجه به منشور امپراتور تأسيس آن را تجديد كرد.
بروز طاعون سبب مهاجرت دانشجويان به دانشگاه پياچنزا (تأسيس 1248؛ مقدمه 2، 1427) شد و ظاهراً دانشگاه پاويا در سال 1398 در دانشگاه پياچنزا مستحيل گشت. در سال1412 كوشش براي احياي دانشگاه پاويا آغازشد و در سال 1421 به انجام رسيد. پاويا شهر دانشگاهي دوكنشين ميلان شد، همانطور كه پيزا (1434) شهر دانشگاهي فلورانس و پادوا (1222) شهر دانشگاهي ونيز بود.
كراكو (1364، 1397)
كازيمير كبير (شاه لهستان 1333 ـ 1370)، در سال 1364 در كراكو دانشگاهي تأسيس كرد و تأسيس آن همان سال مورد تأييد پاپ اوربانوس پنجم قرارگرفت. ولي ظاهراً اين نقشه بهخوبي تحقق نيافت، چون ولاديسلاو پنجم ياگيلو شاه لهستان (1386 ـ 1434)، نخستين شاه سلسلهٴ ياگيلو بهوسيلهٴ منشور تازهاي كه از بونيفاكيوس نهم (پاپ رم، 1389 ـ 1404) بهدست آورد، آن دانشگاه را احياكرد. اين موٴسسهٴ جديد بسيار موفق بود، ولي به سدهٴ پانزدهم و پس از آن مربوط ميشود.
اُرانژ (1365)
اين دانشگاه، اگر بتوان آن را چنين ناميد، باوجود بياهميت بودنش، بدانسبب در اينجا ذكر ميشود كه همتاي قرون وسطايي غريبي از برخي دانشگاههاي جديد بود، كه به ماشين مدركسازي شباهت دارند.
ارانژ در درهٴ رُن 20 كيلومتري شمال آوينيون، شاهزادهنشيني در سرزمين وَنسَن و تيول